|
حالا دیدی؟!
پاییز هم تمام شد یلدا هم گذشت زمستان هم تمام میشود هیچ چیز پایدار نیست! اما دلی که تنگ باشد همش به دنبال بهانه میگردد که دل تنگی اش را با یک فصل یا یک شب توجیه کند! این ها تقصیر هیچ کس نیست ... مشکل دل هایمان است که زود به زود و برای کسانی تنگ میشود که خیلی هایشان لیاقت این دلتنگی را ندارند!
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:16  توسط احمدرضا
|
دیگر تو را میان غزل گم نمیكنم تا دارمت نگاه به مردم نمیكنم در گیر و دار تلخ رسیدن به درد عشق این فصل، پا به ماه غمی ژرفگونه بود من در بهشتِ عشق تو آدم شدم، ولی ای بهترین بهانه برای نمردنم
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:12  توسط احمدرضا
|
بخواب ای محرم رازم، شبت خوش
تو ای زیبا گل نازم، شبت خوش بخواب ای نام و جانبخش تو جاری بخواب ای عشق جاری در وجودم بخواب ای اوج آمال دل من بخواب ای آنکه با یاد قشنگت بخواب ای نازنین سینه ی من
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:8  توسط احمدرضا
|
تو را گم کرده ام اما کجا یادم نمی آید
کجا ول کرده ای دست مرا یادم نمی آید به بدبختی به دست آورده بودم قلب سنگت را میان خواب و بیداری گمانم دیدمت با او... برایم یادگاری ماند تنها زخم و دلتنگی... شبیه صخره ای سنگی برای عاشقی بودی خودم را در تو گم کردم شبی بارانی و غمگین
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:7  توسط احمدرضا
|
خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کن
مست و دیوانه و مدهوشِ منی، باور کن خواب بودم که ز لبهای تو بوسیدم باز لب به لب، دست به گیسو، یله در آغوشت سر، فراگوشِ تو و زمزمه ی شعر و غزل دستِ شعر و غزلم، بستهی زندانِ حیاست کاش میشد که بگویم همه ی خوابم را
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:6  توسط احمدرضا
|
قسم به خوبی حالم...شبی که می آیی..
قسم به شعر و ترانه....شب و هم آوایی قسم به تلخی دوری...به واژه برگرد به سیل خاطره ها و عبور حسرتها قسم به لحظه نابی که فاصله طی شد قسم به بکری آغوشمان...به ایجازش که زنده ام به هوایت...فقط همین و همین بیا و با دل تنگم کمی مدارا کن
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:5  توسط احمدرضا
|
بنام اسم قشنگت که ناز و محبوب است
بنام ناز دوچشمت که پاک و محجوب است بنام شهد لبانت ... چقدر شیرین است بیا و چند دمی در کنار من بنشین بیا عزیزترینم،بیا دلم تنگ است مرا دوباره صدا کن که باز برگردم بگیر سخت مرا در میان آغوشَت بگیر دست مرا از خودم عبورم ده شبیه ماه که عکسش فتاده داخل آب مرا به خاطره ها نسپر ای همیشه عزیز تو بی قرارتر از من ، من از تو تنهاتر
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:4  توسط احمدرضا
|
کاش می شد روی هر گلبرگ عشق
زندگی را با اقاقی ها نوشت کاش می شد، مثل باران می شدیم کاش می شد همسفر با مهربانی کاش می شد باترنم های گرم یک دعا کاش دستی می رسید بر سایه های بی کسی کاش ما را قدرت پرواز بود کاش می شد خاطرم پرواز می کرد کاش می شد می نوشتم روی هر رنگینکمان
+ نوشته شده در شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:14  توسط احمدرضا
|
عاشق که شدی، بهانه را میفهمی
دلگرمی عاشقانه را میفهمی آهنگ.بهار و ماتم فصل خزان عطر گل شب بو و شقایق ها را بی صبری و بیقراری و بی تابی در هر نفس ات، نشان او می بینی
+ نوشته شده در شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:12  توسط احمدرضا
|
|