|
مولاجان سلام
میدانم که معنای عاشق بودن را بخوبی احساس میکنی چون توخود عاشقی دلسوخته هستی . بدنبالت میگردم تاشاید نشانه هایی از توکه در دل دارم بیابم آنوقت است که خود را دراوج پایانهای بی پایان خواهم یافت .وقتی که عشق ترا بدست آورده باشم خود را بهترین عاشق عالم میدانم که معشوق رابچشم دلدادگی دیده است .روزی خواهد رسید که ترا پیدا خواهم کرد و از دور تماشگر رخسار دلربای توخواهم شد و با نسیم عطر اهورایت پرواز خواهم کرد تا مرز جنون آنوقت معنی و معنای عاشقی را خواهم آموخت و .....پروانه ات خواهم شد تا وجودم رادر راه عشق و هستی ام بسوزام منتظرم مولاجان
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ساعت 16:55  توسط احمدرضا
|
(آثار و بركات عزاداري بر سيد الشهدا(ع) (سخني پيرامون عزاداري و گريه بر سيد الشهدا(ع) «گريه مظهر شديدترين حالات احساسي انسان است ، و علت ها انگيزه هاي مختلفي» دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتي خاص است . در روايات، بعضي از انواع تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است، و بعضي از انواع گريه مذموم شمرده شده است. گريه، از حالات و انفعالات انساني است كه با مقدمه اي از اندوه و ناراحتي رواني به طور طبيعي به ظهور مي رسد ، و گاه ممكن است انگيزه اش هيجانات تند رواني باشد. مثل شوق ذوقي كه از ديدار محبوب پس از زماني طولاني ناشي مي شود . همچنين گاهي هم گريه گردن حاكي از عقايد مذهبي انسان است با اين توصيف ، از آنجايي كه گريه عملي طبيعي و اي بسا غير ارادي است؛ لذا نمي شود مورد امر نهي و حسن قبح قرار گيرد بلكه آنچه كه مورد حسن قبح است، مقدمات و انگيزه هاي گريه مي باشد.چنانچه گفته اند :« تو آني كه در بند آني» در اينجا براي اينكه بدانيم گريه بر سيد الشهدا (ع) چگونه گريه اي است و چه تاثيرات و بركاتي مي تواند داشته باشد، بهتر آن است كه اشاره اي به انواع گريه كنيم تا بعد از آن ، نوع گريه بر آن حضرت برايمان معلوم گردد. گريه طفوليت: زندگاني انسان با گريه شروع مي شود كه همان، نشانه سلامت و تندرستي نوزاد است ، و در واقع گريه در آن زمان ، زبان طفل است.
گريه شوق : مانند گريه مادري كه از ديدن فرزند گمشده خويش پس از چندين سال سر داده مي شود . و اين گريه اي است كه از روي هيجان و احيانا جهت سرور و شادي به انسان دست مي دهد. گريه عاطفي : محبت از عواطف اصيل انساني است كه با گريه انس ديرينه دارد. مثلا محبت حقيقي به خداوند حسن آفرين است و براي قرب به او اشك محبت ريخت . صنما با غم عشق تو چه تدبير كنم تا به كي در غم تو ناله شبگير كنم گريه معرفت و خشيت : انجام عبادات خالصانه و تفكر در عظمت آفرينش و كبريايي خداوند ، و همچنين اهميت تكاليف و مسئوليتهاي انساني باعث مي گردد كه نوع خاصي از خوف، در درون انسان ايجاد و اين خوف، خوفي است كه از روي معرفت به خداوند و تهذب نفس به دست مي آيد كه «خشيت» ناميده مي شود. گريه ندامت : از عوامل اندوه زدايي كه منجر به گريه مي گردد ، محاسبه نفس و حسابرسي شخصي است ، و همين حسابرسي باعث مي شود كه انسان به گذشته خود فكر كند و با حسابرسي، جبران كوتاهي خطاها را بكند و اشك حسرت وندامتاز چشمانش جاري نمايد، اين گريه ، نتيجه توبه و بازگشت به خداست.
اشك ميغلتد به مژگانم به جرم رو سياهي اي پناه بي پناهان ، مو سپيد رو سياهم روز شب از ديدگان اشك پشيماني فشانم تا بشويم شايد از اشك پشيماني گناهم گريه پيوند با هدف : گاهي قطره هاي اشك انسان، پيام آور هدفهاست . گريه بر شهيد از اين نوع گريه است. گريه بر شهيد خوي حماسه را در انسان زنده مي كند و گريستن بر سيد الشهدا(ع) خوي حسيني را در انسان احيا مي كند، و خوي حسيني چنان است كه نه ستم مي كند ونه ستم مي پذيرد . آن كسي كه با شنيدن حادثه كربلا قطره اشكي از درون دل بيرون مي فرستد ، صادقانه اين پيوند با هدف والاي سيد الشهدا(ع) را بيان مي كند. گريه ذلت و شكست : گريه افراد ضعيف و ناتواني كه تز رسيدن به اهداف خود مانده اند و زوح و شهامتي براي پيشرفت در خود نمي بينند. با ذكر اين مطلب ، حال بايد بررسي كرد كه گريه بر حسين (ع) از چه نوع گريه است . هر كس با اندك توجهي خواهد دانست كه گريه بر حسين (ع) گريه محبت است ، آن محبتي كه در دلهاي عاشقانش به ثبت رسيده است . گريه بر او، گريه شوق است زيرا قيمت زيادي از حماسه هاي كربلا ، شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادت ، فداكاري، شجاعت و سخنراني هاي آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير، از ديدگان شنونده سرازير مي گردد و نيز گريه معرفت و پيوند با هدف متعالي و انسان ساز او است؛ وبه تعبير امام خميني (ره)گريه سياسي است كه فرمود: « ما ملت گريه
سياسي هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مي دهيم و سدهايي را كه در مقابل اسلام ايستاده خرد مي كنيم» هزار سال قزون شد ز وقعه عاشورا ولي ز تعزيه هر روز ، روز عاشورا است هيهات كه گريه بر حسين(ع) گريه ذلت شكست باشد ، بلكه گريه پيوند باسر چشمه عزت است، گريه امت نيست، كه گويا است، گريه سرد كننده نيست، كه حرارت بخش است ، گريه بزدلان نيست ، كه گريه شجاعان است ، گريه ياس و نااميدي نيست كه گريه اميد است، و بالاخره گريه معرفت است و گريه معرفت در عزاي حسين(ع) از انحراف و تحريف در قيام آن حضرت جلوگيري مي كند و شايد به همين جهت كه در فضيلت گريه بر سيد الشهدا(ع)روايات متعددي وارد شده است . از آن جمله ، روايتي است كه امام صادق(ع) فرمود: «گريه بي تابي در هر مصيبت براي بنده مكروه است، مگر گريه بر حسين بن علي(ع) كه اجر و ثواب نيز دارد» گريه و عزاداري بر سيد الشهدا(ع) داراي آثار و بركات مهمي است كه به برخي از آنها اشاره مي شود. 1-حفظ رمز نهضت حسيني : ارزنده ترين آثار و بركات مجالس عزاداري و گريه بر ابي عبدالله حسين(ع) حفظ رمز نهضت حسيني است. براستي؛ چرا در دوران منحوص سلاطين و پادشاهان جور از برپايي مجالس عزاي اهل بيت(ع) به خصوص سالار شهيدان جلوگيري مي شد؟ آيا نه اين است كه عزاي حسينس و امامان شيعه سبب مي شود كه سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابي ، مردم را از ظلم هاي
حكومتها آگاهي دهند و انگيزه قيام آن حضرت كه امر به معرف و نهي از منكر است به اطلاع مردم برسد؟ آري، اينگونه مجالس، آموزشگاهها و دانشگاههايي است كه به بهترين روش و زيباترين اسلوب مردم را به سوي دين خوانده و عواطف را آماده مي كند و جاهلان و بي خبران را از خواب سنگين غفلت بيدار ميسازد و نيز در اين مجالس است كه مردم ، ديانت را همراه با سياست، از مكتب حسين بن علي(ع) مي آموزد. گريه بر سيد الشهدا(ع) و تشكيل مجالس عزاي حسيني نه تنها اساس مكتب را حفظ مي كند ، بلكه باعث مي گردد شيعيان با حضور در مجالس از والاترين تربيت اسلامي برخوردار شده و در جهت حسيني شدن رشد و پرورش يابند. كدام اجتماعي است كه در عالم چنين اثري را از خود بروز داده باشد ؟ كدام حادثه اي مانند حادثه جانسوز كربلا از دوره وقوع تا كنون و بعدها بدينسان اثر خود را در جامعه بشريت گذاررده، و روز به روز دامنه آن وسيعتر و پيروي و تبعيت از آن بيشتر گردد ؟ از اين رو بايد گفت كه در حقيقت مراسم عزاداري حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسين(ع) و در نتيجه حافظ اسلام و ضامن بقاي آن است . تشكيل مجالس عزاداري حسين ، نه تنها اساس مكتب را حفظ كرده و مي كند بلكه به علاوه سبب آن مي گردد كه شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامي برخوردار شده و در جهت حسيني شدن رشد و پرورش يابند. موريس دوكبري مي نويسد : « اگر مورخين ما ، حقيقت اين روز را مي دانستند و درك مي كردند كه عاشورا چه روزي است، اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند زيرا پيروان حسين به واسطه عزاداري حسين
مي دانند كه پستي و زير دستي و استعمار را نبايد قبول كنند. زيرا شعار پيرو و آقاي آنان تن به زير بار ظلم و ستم ندادن است. قدري تعمق و بررسي در مجالس عزاداري حسين نشان مي دهد كه چه نكات دقيق و حيات بخشي مطرح مي شود ، در مجالس عزاداري حسين گفته مي شود كه حسين(ع) براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال وفرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجرا جويي يزيد نرفت؛ پس بياييد ، ما هم شيوه او را سر مشق قرار داده از زير دستي استعمار گرايان خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم. 2-ازدياد محبت به امام ، و تنفر از دشمنان آن حضرت : سوزي كه از دل سوخته عاشقان سيد الشهدا (ع) به چشم سرايت كرده و از مجازي دو چشم آنها به صفحه رخسار وارد مي شود، مرتب علاقه و اخلاص و دلبستگي به خاندان وحي و رسالت را مي سازد و اين عمل اثري مخصوص در ابقاي مودت و ازدياد محبت دارد گريه بر حضرت سيد الشهدا (ع) از مواردي است كه هيچ انساني از فرط دلسوزي و انقلاب ، طاقت بردباري و تحمل در برابر استماع مصائب او را ندارد ، و اين گريه بيقراري علاوه بر ازدياد محبت و مهر و مودت ، موجب كثرت تنفر و بي زاري از دشمنان و قاتلان آن حضرت شده و موجب برائت دوستداران اين خانواده از دشمنان ايشان مي گردد. باري، گريه با آگاهي و معرفت برامام حسين (ع) ، در واقع، اعلام انزجار از قاتلان اوست و اين تبري از آثار برجسته گريه بر امام حسين (ع) است زيرا مردم به ويژه افرادي كه داراي شخصيت هستند از گريه كردن در برابر حوادث تا سر حد امكان امتناع مي ورزد ، و تا شعله دروني آنان به مرتبه انفجار نرسد حاضر به گريه كردن مخصوصا در
برابر چشم ديگران نيستند ، اين گريه و عزاداري ابزار كمال تنفر در برابر تعدي و تجاوز و ستمگري و پايمال نمودن حقوق جامعه و به ناحق تكيه زدن بر مستند حكومت آنان مي باشد. 3-آشنايي با حقيقت دين و نشر آن : يكي ديگر از آثار و بركات مجالس عزاداري سيد الشهدا (ع) اين است كه در سايه مراسم عزاداري به حقيقت اسلام آشنا شده وبراثر تبليغات وسيع و گسترده اي كه همراه با اين مراسم انحام مي گيرد ، آگاهي توده مردم بيشتر شده و ارتباطشان را با دين حنيف محكمتر و قوي تر مي گردد. چه اين كه قرآن و عترت دو وزنه نفيسي هستندكه هرگز از از يكديگر جدا نمي شوند و اين آگاهي در اقامه ماتم و مراسم سوگواري عترت رسول اكرم(ص) به خصوص امام حسين(ع) به آحاد مردم داده خواهد شد. 4 -آموزش گناهان : ريان بن شبيب از امام رضا (ع)روايت كرده كه فرمود: « اي پسر شبيب ،اگر بر حسين (ع) گريه كني تا آنكه اشك چشمت بر صورتت جاري شود خداوند گناهان كوچك وبزرگ و كم يا زياد تو را مي آمرزد» و نيز فرمود: «گريه كنندگان بايد بر كسي همچون حسين(ع) گريه كنند، زيرا گريستن براي اوئ گناهان بزرگ را فرو مي ريزد» 5ـ سكونت در بهشت : امام باقر(ع) فرمود: « هر مومني كه در سوگ حسين(ع) اشك ديده ريزد، به حدي كه بر گونه اش جاري گردد، خداوند او را ساليان سال در غرفه هاي بهشت مسكن مي دهد» و نيز امام صادق (ع) فرمود: « هر كس در باره حسين(ع) شعري بخواند و گريه نمايد و يك نفر را بگرياند، بهشت براي هر دو آنها نوشته
مي شود . كسي كه حسين(ع) نزد او ذكر شود و از چشمش به مقدار بال مگسي اشك آيد ، اجر او نزد خداست و براي او جز بهشت راضي نخواهد شد.» و نيز فرمود:« هر كس كه در عزاي حسين(ع) بگريد يا ديگري را بگرياند و يا آنكه خود را به حالت گريه و عزا در آورد ، بهشت بر او واجب مي شود» 6ـ شفا يافتن : يكي ديگر از آثار و بركات مجالس عزاداري حضرت سيد الشهدا (ع) شفا گرفتن است . به طوري كه بارها ديده ايم و شنيده ايم كه بعضي از عزاداران و گريه كندگان بر حسين(ع) شفا گرفته اند. نقل است كه مرجع بزرگ شيعه مرحوم آيه الله العظيمي بروجردي در سن نودسالگي داراي چشماني سالم بودند كه بدون عينك خطوط ريز را هم مي خواندند و مي فرمودند: اين نعمت را مرهون مبارك حضرت ابي عبدالله الحسين(ع) هستم . و قضيه را چنين نقل مي فرمودند: در يكي از سالها در بروجرد بودم، به چشم درد عجيبي مبتلا شدم بسيار مرا نگران ساخته بود . معالجه پزشكان فايده اي نكرد و درد چشم هر روز بيشتر و ناراحتي من افزونتر مي گرديد ، تا اينكه ايام محرم شد . در ايام محرم آيه الله فقيد، دهه اول را روضه داشتند و دسته هاي مختلف هم در اين عزاداري شركت مي كردند . يكي از دسته هايي كه روز عاشورا به خانه آقا وارد شده بود « هيئت گلگيرها» است كه نوعا سادات و اهل علم و محترمين هستند ، در حالي كه هر يك حوله سفيدي به كمر بسته اند، سر سينه خود را گل آلود كرده و به طور بسيار رقت بار و مهيج و در عين حال با سوز گداز فراوان و ذكري جانسوز آن روز را تا ظهر عزاداري مي كنند. آقا فرمودند:
هنگامي كه اين دسته به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود اين هيئت هيجان عجيبي به خود گرفته بود و من هم در گوشه اي نشسته و آهسته آهسته اشك مي ريختم و در اين بين هم مقداري گل از روي پاي يكي از همين افراد گلگير برداشته و بر روي چشمهاي ملتهب و ناراحتم كشيدم، و به بركت همين توسل، چشمانم خوب شد و امروز علاوه بر اينكه مبتلا به درد چشم نشدم ، از نعمت بينايي كامل برخوردارم ، و به بركت حضرت امام حسين(ع) احتياج به هم ندارم. با اينكه همه قواي جسماني ايشان تحليل رفته بود با اين وجود تا آخرين ساعات رندگاني از بينايي كامل برخوردار بودند. 7ـ گريه كننده بر حسين ، در قيامت گريان نيست : رسول اكرم (ص) به فاطمه زهرا(س)فرمود :« هر چشمي در روز قيامت گريان است مگر چشمي كه براي مصائب حسين(ع) گريه كرده باشد ، چنين كسي در قيامت خندان و شادان به نعمتهاي بهشتي است » آن روز ديده ها همه گريان شود ز هول جز چشم گريه كرده بسوگ عزاي او 8ـ امان از سكرات موت و آتش دوزخ : مسمع گويد: حضرت امام صادق(ع) فرمود: آيا متذكر مي شوي با حسين چه كردند ؟ عرض كردم : آري، فرمود: آيا جزع و گريه مي كني ؟ گفتم : آري، به خدا سوگند گريه مي كنم و آثار غم اندوه در صورتم ظاهر مي شود حضرت فرمود: «خدا اشك چشمت را رحمت كند . آگاه باش كه تو از آن اشخاصي هستي كه از اهل جزع براي ماشمرده مي شودند، به شادي ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناك مي گردند. آگاه باش كه بزودي هنگام مرگ ، پدرانم را بر بالين خود حاضر مي بيني ، در حالي كه به تو توجه كرده و ملك الموت را درباره تو بشارت
مي دهند، و خواهي ديد كه ملك الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش مهربانتر است، سپس فرمود : « كسي كه بر ما اهل بيت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گريه كند ، رحمت خدا شامل او مي شود قبل اينكه اشكي از چشمش خارج گردد؛ پس زماني كه اشك چشمش بر صورت جاري شود اگر قطره اي از آن در جهنم
بريزد، حرارت آن را خاموش كند بر ما مگر آنكه با نظر كردن به كوثر و سيراب شدن با دوستان، خوشوقت مي گردد» با توجه به اين روايت شريف بايد گفت : جايي كه آتش جهنم كه قابل مقايسه با آتش دنيا نيست و به وسيله گريه بر حسين(ع) خاموش و برد و سلام گردد، پس اگر موردي ، آتش ضعيف دنيا عزادار حسيني را نسوزاند جاي تعجب نيست . سيد جليل مرحوم دكتر اسماعيل مجاب(دندانساز) عجايبي از ايام مجاورت در هندوستان كه مشاهده كرده بود نقل مي كرد، ازآن جمله مي گفت: عده اي از بازرگانان هندو (بت پرست) به حضرت سيد الشهدا(ع) معتقد و علاقه مندند و براي بركت مالشان با آن حضرت شركت مي كنند ، يعني در سال مقداري از سود خود را در راه آن حضرت صرف مي كنند بعضي از آنها روز عاشورا به وسيله شيعيان ، شربت و پالوده و بستني درست كرده و خود به حال عزا ايستاده و به عزاداران مي دهند ، و بعضي آنها مبلغي كه راجع به آن حضرت است را به شيعيان مي دهند تا در مراكز عزاداري صرف نمايند. يكي از آنان را عادت چنين بود كه همراه سينه زنها حركت مي كرد و با آنها به سينه زدن مشغول مي شد . وقتي از دنيا رفت ، بنا به مرسوم مذهبي خودشان ، بدنش را با آتش سوزانيدندتا تمام بدنش خاكستر
شد جز دست راست و قطعه اي از سينه اش كه آتش آن دو عضو را نسوزانيده بود. بستگان آن دو عضو را آوردند نزد قبرستان شيعيان و گفتند: «اين دو عضو راجع به حسين شماست » 9ـ تاثير شعر سرودن در عزاي حسيني : امام صادق(ع)فرمود: «كسي نيست كه براي حسين(ع) شعري بسرايد و گريه كند يا بگرياند مگر اينكه خداوند بهشت را بر او واجب كرده و
گناهانش را مي آمرزد» سخني با حسين (ع) : حسين ! اي پرچم خونين حق بر دوش حسين! اي انقلابي مرد حسين! اي رايت آزادگي در دست در آن صحراي سرخ و روز آتشگون قيام قامت در خون نشست ، اما پيام نهضت برخاست از آن طوفان«طف» در روز عاشورا به دشت «نينوا» ناي حقيقت از «نوا» افتاد … ولي « مرغ شباهنگ حقيقت از نواي ناله « حق حق» نمي افتد !سلام بر تو ، اي حسين سلام بر خط شفق گون كربلا، كه خون تو را ، اي خون خدا، همواره بر چهره افق مي پاشد و غروب هنگام، سرخي آسمان مغرب را به شهادت مي گيرد، تا آن جنايت هولناك را هر چه آشكارتر بنماياند و چشم
تاريخ را بر اين صحنه هميشه خونين بدوزد و گوش زمان را از آن فريادها تندر گونه آن عاشوراي دوران ساز پر كند. ! اي حسين … اي عارف مسلح كربلاي تو ، عشق را معني كرد و انقلاب تو اسلام را زنده ساخت و شهادت تو حضور هميشگي در همه زمانها و زمينها بود. ! اي حسين … اي شراره ايمان ! اي حسين … اي در سكوت سرخ ستم ، شهر آشوب در بهت خاموشي ترس ، تلخابه فرياد را در حاقوم شب ريختي و با نامردان تبهكار مردانه در آويختي. عاشوراي تو، انفجاري از نور و تابشي از حق بود كه بر «طور» انديشه ها تجلي كرد و موسي خواهان گرفتار در «تپه» ظلمت ظلم را از سرگرداني نجات بخشيد. چه بگويم ؟ … تو تاريخ را به حركت در آوردي و زبان زمان را به سرودن حماسه هاي زيبايايثار و جهاد و شهادت گشودي. لحظه لحظه عاشورا را ساختي و جاي جاي … سرزمين ها را كربلا خفته بوديم و بي خبر… اما تو، اين« مصباح هدايت» و اي « كشتي نجات» گام خسته ما را به تلاش كشاندي و افسردگي ياسمان را به شور اميد ساختي و از سكوت و درنگ و وحشت ، به فرياد و هجوم و شجاعتمان رساندي و پاي كوفته و پر آبله ما را، تا بام آگاهي و تا برج بيداري فرا بردي .
… « اي حسين » تو كلاس فشرده تاريخي كربلاي تو ، مصاف نيست منظومه بزرگ هستي است طواف است پايان سخن، پايان من است تو انتها نداري …
آثار و بركاتعزاداري و گريه برسيدالشهدا(ع)
نويسنده: احمدرضا حاتمي
+ نوشته شده در شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ساعت 18:35  توسط احمدرضا
|
|