|
می شود در دل من عشق بکاری یا نه ؟! من به شیرینی لبخند تو عادت دارم من همان عاشق در قاب گلوبند توام پلک بر هم زدی و موج به دریا افتاد مستی دیده ی تو دیده ی نرگس را بست من به تایید تو از هر دو جهان آزادم پاسخ قافیه آری ست خودم می دانم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ساعت 22:47  توسط احمدرضا
|
دل بده تا به لبت طعم غزل بنشانم عطر سیب دهنت وسوسه ی آدم بود همچو زنبورم و از شهد وجودت لبریز برسر شانه ات آرام ترین بی تابم چشم تو حادثه انگیزترین شعر ترم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ساعت 22:39  توسط احمدرضا
|
دلتنگـــــــے وقتـــــــے تو و از دور
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ساعت 22:36  توسط احمدرضا
|
دلم بهانهی تو را دارد ... بهانه همان است که شبها ، بهانه همان است که روزها ، بهانه همان صبری است ،
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ساعت 18:35  توسط احمدرضا
|
|