|
💦💦💦
نشسته ام که برای دلم هوار کنم جواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم؟ اجازه هست بگویم چقدر خسته شدم نگاه کن چقدر رنگ و روی من زرد است چقدر ساده مرا گیسویت به بند کشید من: عاشق تو، تو: معشوق من، بفرمایید
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ساعت 15:34  توسط احمدرضا
|
💦💦💦
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پائیز شد کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟ کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ساعت 15:32  توسط احمدرضا
|
💦💦💦
پاییز میرسد که مرا مبتلا کند با رنگهای تازه مرا آشنا کند پاییز میرسد که همانند سالِ پیش او میرسد که از پس نُه ماه انتظار او قول داده است که امسال از سفر او میرسد که باز هم عاشق کند مرا پاییز عاشق است و راهی نمانده است شاید اثر کند و خداوند فصلها تقویم خواست از تو بگیرد بهار را خِشخِش... صدای پای خزان است، یک نفر
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ساعت 15:32  توسط احمدرضا
|
💦💦💦
ناله از دل کن کبوتر ناله بی تاثیر نیست گوش کن آواز قو را گوش کن دلگیر نیست بال و پر بگشا که پروازت تماشایی تر است نازنین دنیا به اهلش بی وفایی می کند آسمان را می دهی ارزن به جایش می دهند سنگ ها مفت است اینجا بیشتر گنجشکها پشت هر لبخند شیرینی که دنیا می زند زندگی رنگین کمان هفت رنگ ذلت است یا بسوزان بال و پر یا تن به هر بادی مده
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ساعت 15:31  توسط احمدرضا
|
💦💦💦
دل رفت ؛ ولی بار دگر در به در آمد!! عاشق نشدی ؛ قصه ما هم به سر آمد.. دیدار تو غم بود و نبودت ؛ غم دیگر!! خودکار به لب برده ای از عمق تفکر با چشم ترم هر غزلم را به تو دادم.... صد میوه نوبر به تو بخشیدم و امروز با دیدن رخساره یکتا ی تو دل رفت
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ساعت 15:29  توسط احمدرضا
|
|