|
خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کن
مست و دیوانه و مدهوشِ منی، باور کن خواب بودم که ز لبهای تو بوسیدم باز لب به لب، دست به گیسو، یله در آغوشت سر، فراگوشِ تو و زمزمه ی شعر و غزل دستِ شعر و غزلم، بستهی زندانِ حیاست کاش میشد که بگویم همه ی خوابم را
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:6  توسط احمدرضا
|
|