|
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو ... آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشکنی خواستم دنیا بفهمد عاشقم گفتی به من عالمان فتوی به تحریم نگاهت داده اند حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶ساعت 17:43  توسط احمدرضا
|
|