|
امشب بغلم کن کمی آرام بگیرم
آن قدر فشارم بده اصلاً که بمیرم
این گونه در آغوش تو مردن چه قشنگ است! وقتی که به عشق تو گرفتار و اسیرم
روزی که به صد عشوه از این کوچه گذشتی از بخت بلندم به تو افتاد مسیرم
دل بُرده ای از من چه بخواهی چه نخواهی در دام تو افتادم و باید بپذیرم
محتاج نَمی از نَمِ دریای لبِ توست لب های تَرَک خورده ی مانند کویرم
امشب بغلت امن ترین نقطه ی دنیاست قدری بغل و بوسه و...بگذار بمیرم....
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۵ساعت 14:8  توسط احمدرضا
|
|