|
سلام
امروز هم سراغ تورا از دلتنگيها يم گرفتم تورا بهانه دادم براي جاري شدن اشكهايم ،امروز من در غربت فصل سرد كساني هستم كه با تمام وجودشان به ظاهر به انسان عشق مي ورزند ولي باطن آنها هزار رنگ است ، نمي دانم اين فصل خزان زده كي به پايان رسد و كالبد وجودمان از پرتو جمال دلرباي تو روشن شود ، مي دانم روزي خواهي آمد نه تنها من بلكه ديگران هم از روشنايي جمالت به وجد خواهند آمد ،كاش مي شد زودتر نظاره گر باشم ولي مي دانم روزي خواهي آمد
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸۶ساعت 9:20  توسط احمدرضا
|
|