|
مرحبا ای یار، من مستم ز چشمانت یقین هم سرای قلب من، سر زن و هم دل جا گذار سینه پُر درد است و درمانش نگاهی از نگار اینچنین هر لحظه ام، یادت به رویا ساز شد یک شبی بر تخت رویای تو باید رخنه شد من به یادت عادت دیرینه دارم دلبرم
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۹ساعت 15:59  توسط احمدرضا
|
|